اشتباه ما این است که ابزار رسانه را تمام قد می بینیم و از دیدن پشت پرده آن غافلیم.
این در حالی است که حوزه به مثابه یک منبع قوی می تواند با ابزار رسانه نقش سازنده خود را ایفا کند.
الگوسازی یک وظیفه شرعی و امروزی برای حوزه است که در نبود این بایسته، جامعه و جوانان گرفتار مد گرایی می شوند.
مد گرایی در خوراک و پوشاک و ارتباطات برگرفته از بدعتهای رسانههای منحرف است؛ رسانههایی که با مبانی غیر بومی و غیر اسلامی بنا شده و مروج اندیشههای ناهمگون هستند.
اکنون حوزه با باورداشت خود و به بهانه نامگذاری امسال میتواند دست کم در بخشی از این حرکت که به لایههای مذهبی و اجتماعی برمیگردد، دخالت کند.
این مهم آنگاه به ثمر خواهد نشست که اندیشوران حوزوی با تامل در مناسبات اجتماعی و تشخیص بدعتها و انحرافات، به درمان آن بیاندیشند و به مسئولیت خود واقف باشند.
راهکار پیشرو نیز تهیه بسته ای با تمام موضوعات، حل مسئله و شیوههای عملی اصلاح الگوی مصرف است.
در این میان میتوان به یک نمونه اشاره کرد:
مسئله مرگ و سوگواری بین ما ایرانیان در طول سالیان دراز به سنتها و کنشهایی آلوده شده که نه تنها از نظر انسانی در راستای آرامش بخشی و اعتدال نیست که از نظر شرعی نیز مشکل دارد و به رفتاری رنجآور تبدیل شده است.
مرگ و سوگواری یک موضوع معنوی و روحی عاطفی است که حضور دین و مذهب در برخورد با آن تاثیر به سزایی دارد.
آموزههای دینی خرافه ستیز و بدعت شکن با حضور روحانیت این تاثیر را مدیریت میکند و دست عادات و چشمهم چشمیها و سخنان ناروا را کوتاه میکند.
نگاه عوامانه و تجمل گرایی، امروزه سوگواری را به یک معضل اجتماعی رسانده و خردمندان و مردان دین را گریزی از برخورد مناسب و درمانگر نیست.
در دین اسلام تمام حرکات و سکنات مسلمان پیش از تولد تا پس از مرگ؛ از اذان در گوش نوزاد تا تلقین میت، رنگ خدایی و توحیدی دارد و حتی سنگ مزار یک مسلمان که به جهت قبله است تا سالیان سال، شعار لااله الا الله سر می دهد.
در عزای مرگ یک مومن نیز ضمن عبرتگیری و توجه به جهان آخرت، تسلیت و اقامه عزا یک رفتار انسانی مطابق شرع است؛ اما جابجایی هنجارها و افراط و تفریط ، مجالس عزا را به بغرنجی کشانده است.
هزینههای نابجای خرید قبر و سنگ گور و موارد حاشیهای هزینههای نابخردانه اطلاع رسانی با انواع پوستر، دعوتنامه، آگهیها و پارچه نویسی ها
هزینه گزاف گل و تزینات مجلس و پذیراییهای آن چنانی که مجلس عزا را به یک جشن بزرگ سیاه مینمایاند!
هزینه کلان گردانندگان مراسم و خدمات ویژه و بد تر از همه تکرار هزینهها در سوم و هفتم و چهلم و سالگرد قمری و شمسی است!
آیا نمیتوان با پژوهش در منابع اسلامی و تاریخی، جزوه ای شامل چگونگی و بایدها و نباید های آیین سوگواری اسلامی ایرانی تهیه کرد و سپس راهکارهای اجرایی آن را به مخاطبان خاص آن ابلاغ نمود؟